محمد باقر شريعتى سبزوارى
208
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
جهانبينى و بايد و نبايد را ساختن ، خطرهاى اعتقادى و عملى در پى خواهد داشت . قيامت را از طريق علم حقوق نمىتوان اثبات كرد ، از عرفيات به عقليات محض نمىتوان راه يافت و روح مجرد را در آزمايشگاه و با ابزارهاى جراحى نمىتوان پيدا كرد . به قول دكتر كارل : « اگر تمام چين و شكنجههاى مغز را بشكافيم اثرى از نفس عاقله نمىتوانيم مشاهده كنيم » . « 1 » با نظريات علوم طبيعى و رياضى ، مسائل اجتماعى را نمىتوان بررسى و تحليل نمود . نمىتوان گفت : انسان چون داراى غرايز است و قوىترين غريزه در بشر ميل جنسى است ، بنابراين مشكلات فكرى و روحى انسانها مولود محدود ساختن اين غريزه مىباشد . پس بايد بين دختر و پسر محدوديتى نباشد تا عقده ايجاد نشود و آزادى مطلق باشد تا عقدههاى جنسى بر طرف گردد . هماكنون كشورهايى كه بدين انديشه و شيوه معتقدند و دبيرستانهاى مختلط دارند با نابهسامانىهاى عظيمى مواجه هستند ، و به گمان خويش عقبگرد هم مقدور نيست . ازاينرو مىسوزند و مىسازند . باش تا صبح ذلتش بدمد * كاين هنوز از نتايج سحر است دكتر سروش نيز از خطر اين نوع برداشتها در بُعد اخلاقى سخن مىگويد آنگاه مىافزايد : « شناخت اين خطاى عبرتآموز ، اين هشيارى را در پى خواهد داشت كه هرگز اخلاق را بر علم بنا نكنيم و از حقايق راه به اعتباريات نجوييم و از خون « دانش » به كالبد « ارزش » تزريق نكنيم كه جز به تشنّج و خفگى و خاموشى منتهى نخواهد گشت . » « 2 » نگارنده ضمن تأييد مطلب فوق و اينكه هر دو بر اين باوريم كه علم تعهدآور نيست ، ولى اين حقيقت را نمىتوان منكر شد كه وقتى زيانهاى ويرانگر مشروبات الكلى و مواد مخدر را بشر به كمك علم فهميد بىگمان عقل به قضاوت مىپردازد كه دفع ضرر بر انسان لازم است ؛ از سوى ديگر ميل به سلامت و تداوم زندگى انسان به علم يارى
--> ( 1 ) . انسان موجود ناشناخته ، ص 40 ( 2 ) . دانش و ارزش ، مقدّمه ، ص 8